ماه من ، غصه چرا ؟!ا آسمان را بنگر ، که هنوز، بعد صدها شب و روز مثل آن روز نخست گرم وآبي و پر از مهر ، به ما مي خندد !ا يا زميني را که، دلش ازسردي شب هاي خزان نه شکست و نه گرفت !ا بلکه از عاطفه لبريز شد و نفسي از سر اميد کشيد ودر آغاز بهار ، دشتي از ياس سپيد زير پاهامان ريخت ، تا بگويد که هنوز، پر امنيت احساس خداست !ا ماه من غصه چرا !؟!ا تو مرا داري و من هر شب و روز ، آرزويم ، همه خوشبختي توست !ا ماه من ! دل به غم دادن و از ياس سخن ها گفتن کارآن هايي نيست ، که خدا را دارند ?ا
:: بازدید از این مطلب : 553
|
امتیاز مطلب : 234
|
تعداد امتیازدهندگان : 59
|
مجموع امتیاز : 59